تبليغاتX
. - خودکامه تر

 

آمدی بار دگر اما چه بی هنگامه تر

می شوم هر لحظه در این تنگنا بی چاره تر

سخت درگیر خواص آستانت بوده ای

کی چو باران می شوی ای عشق فصلی عامه تر

زیر باران فراق دوست تنها چشم نه ...

مثل ساحل گشته از طغیان اشکم جامه ... تر

با گذار لحظه های عمر در راه سفر

می شود جام اجل هر لحظه پر پیمانه تر

هر چه ما فرمانبر تو بیشتر گشتیم ... تو

می شوی ای عشق در فرماندهی خودکامه تر

 

شعر از: خاکی

+ نوشته شده توسط حامد . الف (متخلص به خاکی) در سه شنبه 1386/07/17 و ساعت 1:33 |